تبلیغات
...شما که غریبه نیستید...
...شما که غریبه نیستید...
می دونی قسمت دردناکش کجا بود؟ که توی خیابونا راه می رفتم و هرچی فکر می کردم به کی پناه ببرم که بتونم باهاش دو کلمه حرف بزنم و حرفم رو بفهمه و بذاره اشک هام همینجور سر بخورن روی گونه م و فقط بگه: می فهمم، به هیچ نتیجه ای نرسیدم! تنهایی یعنی این عزیزم...تنهایی یعنی این!
موضوع مطلب : یه خرس دلتنگ,یه خرس دلشکسته,
ارسال شده توسط خانوم میم در ساعت 12:07 ب.ظ
جمعه 8 بهمن 1389

| ()
برچسب ها : ندارد,
نپرس از من. نپرس از این هجوم ساکت و عجیبم به آغوشت. نپرس از رد اشک های آمیخته به سیاهی چشم هام. بگذار لا به لای پیچیدگی های آغوشت دردم را فراموش کنم. بگذار سکوتم فراموشم شود. بگذار هوس حک قدم های سستم روی تن خواب آلود خیابان پاسداران بمیرد در من. بگذار یادم نباشد تحقیر را ذره ذره و لحظه لحظه چشیدم و احمقانه لبخند زدم...."مرا بپیچ درحریر بوسه ات"...بگذار از یادم برود که تمام مسیر را یک نفس داریوش گوش دادم و اشک ریختم آرام آرام. و خواستم که نباشم، گم شوم در شلوغی این شهر سرد. خواستم این ها آخرین قدم هایم روی زمین باشند و بعد...بعد عزیز شوم لابد. عکس بشوم بنشینم روی طاقچه. جمع شوند دور هم خوبی هام را بگویند و با آب و تاب از آخرین حرف هایم برای هم تعریف کنند و به این نتیجه برسند که حتما فهمیده بوده ام که دارم می روم! نه. نپرس اینطور با نگاهت. سوال ها را از چشم هات بچین. من پر از بغضم امشب. متولد دی ماهی تو امشب تو را با بغض می بوسد. بگذار تمام دردش را در بوسه اش بریزد و دمی ، تنها دمی این سنگ داغ را از سینه زمین بگذارد...تو فقط دست هات را حامی من کن. تو فقط از من چیزی  نپرس...

سراب رد پای تو - داریوش
موضوع مطلب : یه خرس راوی,یه خرس دلتنگ,یه خرس دلشکسته,
ارسال شده توسط خانوم میم در ساعت 10:36 ق.ظ
پنجشنبه 25 شهریور 1389

| ()
برچسب ها : دلتنگی,داریوش,

کارم عجیبه خیلی ، می دونم! خیلی فکر کردم. چندین ماهه تو فکر این تغییرم. وبلاگ نویس ها ، مخصوصا اونایی که یه آرشیو بلند بالای چندین و چند ساله دارن حرف منو می فهمن. می فهمن وقتی می گم وبلاگ یواش یواش جزوی از روحت می شه و جدا شدن ازش دردت میاره کلی، یعنی چی! چرا دروغ؟ شما که غریبه نیستید! من خیلی خوشحالم که تو بلاگستان معروفم! از تبلیغ و کامنت اینور اونور دادن معروف نشدم هیچوقت. هر دو وبلاگم برای این مشهور شدن که خواننده ها بهش لطف داشتن. وگرنه من آدمی نیستم که برم نظر بذارم: خوب بود به منم سر بزن!!! تو بلاگفا توی اوج بودم که یه دفه نقل مکان کردم به میهن بلاگ! هیچوقت یادم نمی ره که دو ماه بعد از ورودم به میهن بلاگ اسم وبلاگم رفت رو صفحه اول سایت به عنوان وبلاگ منتخب!  الانم تو اوج شهرت دارم از اسمی که عاشقش بودم و اولین سوال همسری تو جلسه خواستگاری مون علت انتخابش بود، دل می کنم و از اونهمه عشق به وبلاگم فقط یه عکس خرس چپه شده برای خودم کنار گذاشته م که در حقیقت یه نشونه س برای اونایی که دنبال یه سرنخ می گردن تا منو پیدا کنن.

ازم نپرسین چرا. فقط بدونین برام خیلی سخته این کار. باید یه سری آدم رو آروم آروم از توی زندگیم پاک کنم. یه سری آدم که توی تار و پود زندگیم ان! ولی گلبرگ هاشون ریخته و خار شده ن توی چشمم! باید ازم بی خبر بشن. باید ازشون بی خبر بشم... ولی شما قول بدین اون شهرت منو، همونی که نصفه ی بی آلایش روحم درش نهفته س، هیچوقت از توی قلب هاتو پاک نکنین! باشه؟ شاید یه روزی دوباره هوس کردم و با همون اسم از سر نو نوشتم.

خیلی دوستون دارم. اینو صاف و ساده می گم...

پ.ن: بی خبر از اون وبلاگم می رم. اگه کسی ازتون سراغ منو گرفت قبل از اینکه آدرس اینجا رو بهش بدین بهم خبر بدین. مرسی.

موضوع مطلب : یه خرس دلتنگ,یه خرس دلشکسته,
ارسال شده توسط خانوم میم در ساعت 01:19 ق.ظ
دوشنبه 15 شهریور 1389

| ()
برچسب ها : وبلاگ نویسی,

Auto Forwarding .......